ذکر کاشف الکرب
دعای عظم البلا
دعای فرج حدیث موضوعی به وبلاگ«دیدگاه»خوش آمديد

به وبلاگ«دیدگاه»خوش آمديد
وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

تاریخ انتشار: 1394/01/05 || بازدیدها:

سیدیاسر جبرائیلی

استعمار فرانو در کمین ایران

غرب با تحریم‌ها قصد داشت اقتصاد ایران را فلج کند اما نتوانست. ایران زخمی شد اما زمین نخورد. امروز با تسلط بر بازار ایران و از دور خارج کردن و به تعطیلی کشاندن صنایع کشور، می‌خواهند بلایی بر سر ایران بیاورند که با تحریم‌ها نتوانستند.

 

چرا برخی کشورها در جهان قادرند ابررایانه تولید کنند و برخی دیگر توان ساخت ابتدایی‌ترین محصولات صنعتی را نیز ندارند و صرفا در ازای فروش منابع و ثروت‌های طبیعی خود و به شرط رضایت دسته اول، می‌توانند مصرف‌کننده این مصنوعات باشند؟ چگونه اقتصاد برخی کشورها «تک‌محصولی» می‌شود و فی‌المثل حتی برای تامین نیازهای اولیه خود، جز فروش نفت و گاز و مواد معدنی‌شان، محصول قابل اعتنای دیگری ندارند؟ چرا این وضعیت، به ندرت تغییر می‌یابد و اغلب، یک وضع مداوم است؟

لیبرال‌های ایرانی پاسخ‌های انحرافی متعددی به این پرسش‌ها داده‌اند. برخی سیاسیون لیبرال، پیشرفته بودن کشورهای صنعتی را ناشی از برتری هوش و استعداد و توانایی ذاتی این جوامع و عقب‌ماندگی دیگران را در ناتوانی و کم‌استعدادی خود آنها دانسته‌اند. سپهبد رزم‌آرا، نخست‌وزیر ایران در زمان محمدرضا شاه پهلوی معتقد بود ایرانی حتی قادر به ساختن لولهنگ (آفتابه گلی) نیست و یک کارخانه سیمان را نمی‌تواند اداره کند. یا مهندس اکبر ترکان، مشاور ارشد آقای حسن روحانی قائل است ایرانی فقط می‌تواند در تولید آبگوشت بزباش رقابت کند. برخی دیگر چون سیدحسن تقی‌زاده، رضاخان پهلوی و محمد خاتمی، قائل به این بوده‌اند که برای رسیدن به توسعه اقتصادی «باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شد» و «علاوه بر خرد و بینش غرب، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت تا توسعه بیاید» و معمولا نظریات‌شان در تلاش برای برهنگی فرهنگی و لیبرالیزه کردن نظام سیاسی عینیت یافته است. در سوی دیگر، طیف وسیعی از چهره‌های آکادمیک لیبرال قائل به این هستند که رشد و پیشرفت اقتصادی غرب مرهون آزادسازی تجاری- مالی است و ایران نیز باید دست به آزادسازی اقتصاد خود زده و دولت در اقتصاد مداخله نکند. در نهایت لیبرال‌های عامی نیز می‌گویند جهان یک کارخانه بزرگ است که هر کشور و ملتی مامور به تولید کالایی است تا با دیگران مبادله کند و متقابلا نیازهای یکدیگر را برطرف کنند؛ سهم غربی‌ها در این کارخانه، فناوری و سهم ما، تولید نفت و گاز است و لذا به امور دیگر نیازی نیست و نباید بپردازیم.

اما تدقیق در تاریخ و مسیر پیشرفت کشورهای صنعتی به ما می‌گوید همه این بافته‌ها افسانه است. در تمام این ادعاها عامدانه یا جاهلانه از نقشی که «دسترسی و تسلط بر بازار» در پیشرفت صنعتی دسته‌ای از کشورها و «محرومیت از بازار» در عقب‌راندگی و عقب‌ماندگی جمعی دیگر ایفا کرده، غفلت شده است. اهمیت بازار از یکسو در این است که حیات و ممات صنایع به دسترسی به آن بستگی دارد و اگر تولیدکننده‌ای نتواند تولیدات خود را در بازار به فروش برساند، ورشکستگی فرجام محتوم او است و از سوی دیگر، اگر دولت به صورت هوشمند، دست به گسترش جغرافیایی بازار برای تولیدکننده داخلی بزند و در مقابل، الزاماتی را در رابطه با کیفیت، فناوری و تعهدات ملی بر آن تحمیل کند، تولیدکننده می‌تواند با انباشت سرمایه حاصل از فروش بیشتر(صرفه ناشی از مقیاس)، فرآیند ارتقای فناوری و کیفیت را تسریع بخشد و کشور مادر را از مزایای این ارتقا بهره‌مند کند.

به گواه تاریخ، کشورهای پیشرفته غربی، در مراحل اولیه توسعه خود با تمام توان از بازار داخلی برابر کالاهای خارجی حراست و حفاظت کرده‌اند تا در انحصار تولیدکنندگان داخلی باشد. پس از پیشرفته شدن و آزادسازی تجاری نیز هرگاه دیده‌اند صنایع داخلی توان رقابت با کالای خارجی را ندارند و تولید داخلی متضرر می‌شود، به انواع محدودیت‌های تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای متوسل شده‌اند تا از بازار خود برای تولیدات داخلی صیانت کنند. سیاست غربی‌ها در حمایت از تولید داخلی به صیانت از بازار محدود نشده و در مراحل اولیه پیشرفت به شکلی و پس از پیشرفته‌شدن نیز به گونه‌ای دیگر، شاهد تلاش این کشورها برای گسترش جغرافیایی بازار- فتح بازارهای خارجی برای تولیدات داخلی- هستیم.

با تمرکز بر مساله «صیانت از بازار»، می‌توان تاریخ اقتصاد سیاسی کشورهای پیشرفته را به 2 دوره صیانت سنتی و صیانت مدرن از بازار تقسیم کرد. علاوه بر این، می‌توان 2 دوره بازارگشایی سنتی و بازارگشایی مدرن را نیز در تاریخ شناسایی کرد که کاملا با نوع سیاست صیانتی، تلاقی و تناسب دارد. یعنی دوره صیانت سنتی با بازارگشایی سنتی و دوره صیانت مدرن با بازارگشایی مدرن متلاقی است.

1- صیانت سنتی از بازار و بازارگشایی سنتی

صیانت سنتی از بازار برای تولیدکنندگان داخلی عمدتا ناظر به اعمال محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های تعرفه‌ای و تجاری است. در این دوره، کشورها یا تعرفه‌های سنگین برای واردات کالاهای خارجی وضع می‌کردند تا قیمت واردات افزایش یافته، خرید آن کالاها برای مصرف‌کنندگان داخلی مقرون به صرفه نباشد و طبیعتا به سمت خرید کالای داخلی هدایت شوند،‌ یا اساسا قوانینی برای ممنوعیت تجارت‌های خاص به نفع صنایع داخلی اعمال می‌کردند.

انگلیس تا سال 1845 بیشترین سطح تعرفه گمرکی را در کل اروپا داشت و اجازه نداد بازار داخلی‌اش در اختیار تولیدکنندگان خارجی قرار گیرد. امروز در قرن 21، روزنامه انگلیسی گاردین ابایی ندارد از اینکه آشکارا بنویسد: ‌«یک چیز درباره تاریخ تجارت کاملا روشن است؛‌ حمایت از تولید داخلی شما را ثروتمند می‌کند. انقلاب صنعتی برآمده از حمایت‌گرایی بود. برای مثال، سال 1699 ما واردات پشم از ایرلند را ممنوع کردیم؛ در 1700‌ واردات کتان از هند را منع کردیم. برای حمایت از صنایع نوزاد خود،‌ ما تقریبا بر واردات همه کالاهای صنعتی،‌ تعرفه‌های وحشیانه‌ای را وضع کردیم».(1) انگلیس تبدیل به بزرگ‌ترین قدرت دریایی جهان در قرون 18 و 19 شد به این دلیل که از همه ابزارهای ممکن برای حمایت از صنعت کشتی‌سازی و مهندسی دریایی خود بهره برد. این ایام که مدیران صنعت کشتی‌سازی ایران به دلیل واگذاری پروژه‌های کشتی‌سازی به بیگانگان توسط دولت یازدهم، در مقابل دوربین اشک می‌ریزند، بازخوانی این واقعیات تاریخی ضروری و آموزنده است که انگلیس نه‌تنها کشتی وارد نکرد، بلکه تجارت هر کشور دیگری با انگلیس را مشروط به استفاده از کشتی انگلیسی کرد. برای نمونه،‌ سال 1651 با تصویب قانون دریانوردی مقرر کردند تمام کالاهایی که به انگلستان وارد می‌شود، صرفا با کشتی انگلیسی حمل و همچنین تمام تجارت میان انگلستان و مستعمرات، منحصرا با کشتی‌های انگلیسی انجام شود. 12 سال بعد این قانون را توسعه دادند و صادرات تمام مستعمرات به اروپا را نیز مشروط به استفاده از کشتی‌های انگلیسی کردند.

در آمریکا نیز اساسا جرقه جنگ انقلابی آمریکا(American Revolutionary War) که منجر به استقلال ایالات آمریکای شمالی از استعمار انگلیس و تشکیل ایالات متحده آمریکا شد، با قیام برای صیانت از بازار داخلی در مقابل کالاهای انگلیسی آغاز شد. 16 دسامبر 1773 بومیان آمریکایی در دفاع از چایکاران داخلی، به کشتی حامل چای کمپانی هند شرقی در بندر بوستون یورش بردند. کارتن‌های چای را به دریا ریختند و کشتی را غرق کردند. این رویداد که به «جنبش چای» موسوم شد، طی چند سال اوج گرفت و جنگ انقلابی آمریکا در سال 1775 میان 13 ایالت آمریکای شمالی و انگلیس را رقم زد. اینگونه بود که در نهایت چهارم جولای 1776 این 13 ایالت پیروز شده و از امپراتوری بریتانیا اعلام استقلال کردند.

پس از تشکیل نخستین دولت ایالات متحده آمریکا،‌ «الکساندر همیلتون» به عنوان یکی از بنیانگذاران ایالات متحده بر کرسی وزارت خزانه‌داری تکیه زد و مامور تهیه گزارشی درباره وضعیت اقتصادی آمریکا شد. حاصل کار او پنجم دسامبر 1791 در گزارشی با عنوان «گزارش مصنوعات» (Report on Manufactures) منتشر شد که قلب گزارش، این پاراگراف است: «صنایع نوتاسیس باید از رقابت و تهاجم تولیدکنندگان خارجی محافظت شوند. تا وقتی کارخانجات داخلی بزرگ و قوی شوند، دولت باید با افزایش حقوق گمرکی از آنها حمایت کند. زمانی که صنعت داخلی توسعه کافی یافت، هزینه متوسط تولیدات پایین آمد و تولیدکنندگان از صرفه‌های ناشی از مقیاس برخوردار شدند، دولت می‌تواند در آن بخش، تجارت آزاد پیشه کند تا بر اثر رقابت میان تولیدکنندگان داخلی و خارجی، قیمت‌ها پایین بیاید و قیمت اجناس و خدمات بالا برود».(2) همیلتون معتقد بود: «نه‌تنها ثروت، بلکه استقلال و امنیت یک کشور در گرو موفقیت تولیدکنندگان آن است... استقلال سیاسی آمریکا نمی‌تواند بدون استقلال اقتصادی حاصل شود».(3)  نخستین موج حمایت‌گرایی گسترده از تولیدات آمریکایی، سال 1828 آغاز شد و میانگین تعرفه‌ها به 49 درصد افزایش یافت و در دهه‌های بعد، این سیاست به صورت جدی دنبال شد تا هدف ترسیم شده همیلتون محقق شود. «پاتریک بوکانان»، مورخ شهیر اقتصاد سیاسی درباره تاریخ پیشرفت آمریکا می‌نویسد:‌ «ایالات متحده پشت دیوار تعرفه‌ای ساخته شده توسط جورج واشنگتن، همیلتون، لینکلن و رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواهی که این کار را تداوم دادند، صرفا طی یک قرن از یک جمهوی ساحلی ارضی به بزرگ‌ترین قدرت صنعتی جهان تبدیل شد. چنین سیاست موفقی به حمایت‌گرایی از تولیدات داخلی معروف است که امروز ناپسند قلمداد می‌شود».

مصادیق و شواهدی اینچنین درباره تاریخ اقتصاد سیاسی کشورهای پیشرفته امروزی فراوان است و کتاب‌ها در این‌باره نوشته شده و می‌تواند نوشته شود،‌ به گونه‌ای که هیچ کشور پیشرفته امروزی را نمی‌توان نام برد که پیشرفت خود را مدیون حمایت هوشمند از تولیدات داخلی خود نباشد.

در کنار صیانت سنتی از بازار، ما شاهد یک دوره بازارگشایی سنتی توسط بسیاری از کشورهای پیشرفته امروزی نیز هستیم. انگلیس، هلند، فرانسه، آلمان، ایتالیا،‌ پرتغال، اسپانیا، دانمارک و... در دوران موسوم به استعمار کهنه در قرون 16 و 17، پس از اشغال مستقیم یک مستعمره، اولین نهادی که به تصرف خود درمی‌آوردند، بازار آن مستعمره بود. مشهور است کمپانی هند شرقی سال 1717 یک فرمان سلطنتی از فرمانروای گورکانی در هند دریافت کرد که این کمپانی را از پرداخت عوارض واردات کالا به بنگال معاف می‌کرد. اینگونه بود که بنگال، قلب صنعت نساجی هند که باعث شده بود این کشور 23 درصد منسوجات جهان را تولید و به اروپا و آفریقا و آسیا صادر کند، ویران شد. سال 1757(دقیقا در عرض 40 سال) انگلیس کنترل بنگال را کاملا به دست گرفت و این «صنعت‌زدایی» تحمیل شده به هند، شهرهای سابقا ثروتمند این کشور را تبدیل به ویرانه‌های فقر کرد.

استعمارگران تقریبا به هر کشوری پا گذاشتند، یکی از نخستین گام‌های‌شان تحمیل تعرفه‌های پایین برای صادرات کالاهای خود به بازار آن بود. وقتی صنایع کشور مستعمره به سبب تقدیم بازارش به بیگانه، به نابودی کشیده می‌شد، آن کشور طبیعتا مجبور بود کالاهای مورد نیاز خود را وارد کند و برای این واردات، لاجرم باید کالایی صادر می‌کرد که در بازار خارجی تقاضا داشت و آن چیزی نبود جز مواد خام و معدنی که استعمارگر برای تولید مصنوعات صنعتی نیازمند بود. اینگونه بود که اقتصاد برخی کشورها در جهان تک‌محصولی شد. در این میان، چون خریدار نیز محدود بود و اصطلاحا انحصار داشت، قیمت نیز توسط او تعیین می‌شد و اینگونه بود که باارزش‌ترین دارایی‌های ملت‌ها به ثمن بخس به تاراج رفت. ماجرا به صادرات مواد خام و واردات کالاهای صنعتی متوقف نشد. این روند یک چرخه وابستگی و عقب‌ماندگی در کشورهای مستعمره ایجاد و در مقابل، استعمارگران را روز به روز توانگرتر و ثروتمندتر کرد.

مع‌الاسف، پایه‌های صنعت‌زدایی از ایران و سوق یافتن کشور ما به سمت اقتصاد تک‌محصولی نیز در عصر قاجار به همین سیاق گذاشته شد. با انعقاد عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای با روسیه و عهدنامه تجاری با انگلیس، تعرفه‌هایی در حد 5، 3 و 5/1 درصد بر ایران تحمیل شد. کشورهای دیگر نیز با استناد به اصل کامله‌الوداد، خواستار همین میزان تعرفه برای صادرات کالاهای خود به ایران شدند و در زمان اندکی بازار ما به تصرف خارجی‌ها درآمد؛ توازن تجاری ایران و بیگانگان برهم خورد، سیل کالاهای اروپایی روانه ایران شد و صنایع داخلی ما را فلج کرد.

از جمله نخستین صنایعی که در ایران شکل گرفته بود، صنعت نساجی بود که در زمان سلطنت «ناصرالدین شاه» با تاسیس کارخانه‌ای توسط «مرتضی قلی‌خان صنیع‌الدوله» در خیابان لاله‌زار آغاز شد اما پیرو قراردادهای تحمیلی و حذف حقوق گمرکی، منسوجات انگلیسی با تعرفه‌های پایین به بازار ایران سرازیر شد و در عرض 2 سال، ‌کارخانه صنیع‌الدوله را به تعطیلی کشاند.

امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتیرانی در کارون، تأسیس قزاقخانه، شیلات خزر، انحصار دخانیات و... عمدتاً به روس و انگلیس اعطا شد و ایران را تا مرز استعمار کامل پیش برد. اگر در این دوره شاهد قیام علما علیه امتیازات استعماری به بیگانگان هستیم و فی‌المثل آیت‌الله العظمی میرزای‌شیرازی در واکنش به واگذاری امتیاز توتون و تنباکو به انگلیس، استعمال دخانیات را در حکم محاربه با امام زمان(عج)‌ می‌داند،‌ از این روست که علما خطر استعمارزدگی کشور را حس کرده‌اند و نسبت به عواقب آن واقفند. هرچند امتیاز تنباکو پیرو فتوای میرزای‌شیرازی لغو شد‌ اما اسلام خارج از ساختار قدرت قرار داشت و آنگونه که در شرایط حاکمیت سیاسی می‌تواند- جز در مواردی اینگونه معدود- نتوانست از منابع کشور صیانت کرده و پروژه پیشرفت را در ایران آغاز کند.

پیرو تسلط بیگانگان بر بازار ایران و نابودی صنایع داخلی، ابتدا با خروج نقدینه و مسکوکات طلا، ‌نقره و جواهرات، منابع مالی واردات تامین می‌شد اما با کاهش شدید آنها کشور تا آستانه اِفلاس پیش رفت. تحلیل قدرت تولید،‌ طبیعتا افت شدید ارزش پول ایران را نیز در پی داشت. تومان ایران که در زمان شاه‌طهماسب صفوی 10 برابر پوند انگلیس بود، در زمان فتحعلی‌شاه و محمدشاه قاجار 2 برابر پوند شد و اواخر دوره قاجار یعنی زمان مظفرالدین شاه، هر تومان یک‌پنجم پوند بود.

وقتی حکومت ایران به دست دیکتاتورهای دست‌نشانده پهلوی می‌افتد، شاهد گذار از استعمار کهنه به استعمار نو هستیم، یعنی اگر در دوران قاجار استعمارگران با حمله و سلطه نظامی، مصنوعات خود را به بازار ایران تحمیل کرده و خزانه قاجار را خالی می‌کردند، در دوران پهلوی صاحب یک همکار و شریک در ایران شدند و همان روند استعماری را ادامه دادند، منتها در دوره پهلوی و استعمار نو، خزاین نفتی ایران جای مسکوکات و جواهرات را گرفت؛ نفت صادر و همه مایحتاج ایران وارد شد.

انقلاب اسلامی و عینیت یافتن اسلام سیاسی در ساختار قدرت، ایران را از این وضع خارج کرد. رویکرد انقلاب اسلامی به پیشرفت از یکسو و وقوع جنگ تحمیلی و اعمال تحریم‌های گسترده از سوی دیگر، روند صنعت‌زدایی استعماری (De Industrialization) در ایران را متوقف کرد و به‌رغم شرایط جنگی، روند صنعتی شدن آغاز شد. امروز تنها بعد از 38 سال، وضع ایران با کشورهای همسطح و همنوع خود در دوره پهلوی به هیچ‌وجه قابل مقایسه نیست. عضویت در باشگاه فناوری هسته‌ای جهان، رتبه اول فناوری هوا و فضا در منطقه غرب آسیا و رتبه 19 در جهان، رتبه اول بیوتکنولوژی در میان کشورهای اسلامی و رتبه 23 جهان، رتبه اول علم شیمی در منطقه و رتبه 13 جهان، رتبه ششم نانوفناوری در جهان، قدرت نظامی و موشکی کم‌نظیر و دستاوردهای متعدد در حوزه اختراعات و اکتشافات، ایران را تبدیل به یک قدرت علمی، اقتصادی و نظامی کرده است.

امروز استعمار کهنه تقریبا وجود ندارد، یعنی مستعمره‌ای را نمی‌توان شناسایی کرد که توسط حاکم نظامی منصوب دولت استعمارگر اداره شود. استعمار نو در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تداوم دارد. دیکتاتورهای دست‌نشانده عربی نقش همان حکام نظامی در عصر استعمار کهنه را ایفا می‌کنند؛ بازارشان در تسخیر بیگانگان است و نفت می‌فروشند و همه مایحتاج‌شان را وارد می‌کنند. نفت که تمام شد، دقیقا مانند زمانی که خزانه قاجار خالی شد، کشور دچار قحطی و افلاس خواهد شد.

اما نوع جدیدی از استعمار برای تسخیر بازار و بلعیدن منابع کشورها نیز وجود دارد که عاملان واسط آن، نه حاکمان نظامی و نه دیکتاتورهای دست‌نشانده و همکار که «نخبگان فراملیتی نئولیبرال» هستند. این نوع استعمار، «استعمار فرانو»‌ نام دارد و همه کشورهای مستقل از جمله ایران را بویژه با توجه به دوره پسابرجام و حاکمیت جریان لیبرال بر قوه مجریه، به صورت جدی تهدید می‌کند. در ادامه و در بحث بازارگشایی مدرن، به این تهدید که انگیزه اصلی نگارش مقاله حاضر است، خواهیم پرداخت.

2- صیانت مدرن از بازار/ بازارگشایی مدرن

یکی از ویژگی‌های مهم عصر استعمار فرانو این است که استعمارگر در این مقطع، مراحل توسعه را پشت سر گذاشته و به پیشرفت رسیده است. این مزیت، یک امکان مهم به این کشورها داده و آن اینکه برای تسلط بر بازار جهانی، نه لزوما نیاز به اشغال کشورها دارند و نه حتی وجود دیکتاتورهای شریک.

استعمارگران پس از طی مراحل توسعه، زمانی که مطمئن شدند دیگران حتی اگر بتوانند در بازار آنها حضور یابند، توان رقابت با محصولات آنها را ندارند، ادعای غلط بودن مسیر گذشته خود را مطرح کرده و خواستار آزادسازی تجاری و توقف حمایت‌گرایی از تولید داخلی در جهان شدند. گفتند حق مصرف‌کننده است که جنس ارزان و با کیفیت مصرف کند؛ چرا دولت‌ها با حمایت از تولید داخلی اجازه مصرف تولیدات ارزان و باکیفیت خارجی را به مردم خود نمی‌دهند؟ این بود که انگلیس از 1815 و آمریکا از 1914 پرچم حمایت از «تجارت آزاد» را برافراشتند. ادبیات دانشگاهی انبوهی در ذم حمایت‌گرایی و مدح تجارت آزاد تولید کردند. نخبگان کشورهای عقب‌مانده را در دانشگاه‌های خود پذیرفتند و مغز آنها را چنان شست‌و‌شو دادند که وقتی بازمی‌گردند، مبلغ و مجری تجارت‌آزاد در کشورهای خود شوند. این، آغاز دوره «استعمار فرانو» بود. دوره‌ای که در آن، بازار کشورها نه به وسیله حاکمان نظامی و نه به واسطه دیکتاتورهای دست‌نشانده، که به دست نخبگان روشنفکر غربزده که عمدتا تحصیلکردگان غرب بودند، توسط استعمارگران فتح می‌شد.

«فریدریش لیست»، اقتصاددان مکتب تاریخی آلمان در رابطه با سینه‌چاک کردن انگلیس برای «تجارت آزاد» نکته جالبی دارد. او می‌گوید انگلستان پس از بالا رفتن از نردبان سیاست‌های حمایتی، چون منافعش ایجاب می‌کرد مانع طی شدن همین مسیر توسط دیگر کشورها شود، با «استدلال علمی واژگون» و نیز حتی استفاده از قدرت نظامی، کشورهای دیگر را وادار به گشایش دروازه‌های اقتصادی خود به روی کالاهای صنعتی انگلستان می‌کرد: «هر ملتی که از طریق اعمال محدودیت‌ها و اتخاذ سیاست‌های حمایتی، قدرت صنعتی و کشتیرانی خود را به درجه‌ای از توسعه افزایش داده باشد که هیچ ملت دیگری نتواند با او رقابت آزاد کند، نمی‌تواند خردمندانه‌تر از این عمل کند که نردبان‌ها را برای رقبایش واژگون و ملل دیگر را درباره منافع تجارت آزاد موعظه کند و در این‌باره که پیش از این مسیر خطا را می‌رفته و اکنون برای نخستین‌بار حقیقت را کشف کرده، داد سخن سر دهد».

اغراق درباره مزیت‌های تجارت آزاد در قرن 19 و بویژه اوایل قرن 20 در آمریکا و بریتانیا به اوج خود رسید به طوری که سیاستمدارانی چون «کوردل‌هال» به تبعیت از «جان استوارت میل» حتی بر این نظریه اصرار کردند که تجارت آزاد موجب تثبیت «صلح بین‌المللی» خواهد شد و «وودرو ویلسون»(رئیس‌جمهور وقت آمریکا) نیز با همین استدلال بر ضرورت از میان رفتن همه موانع تجارت آزاد در اعلامیه 14 ماده‌ای خود  تاکید کرد.

با پایان جنگ دوم جهانی، آمریکا به عنوان تنها قدرت اقتصادی آسیب‌ندیده از جنگ، حمایت از تجارت آزاد را در دستور کار خود قرار داد و بانی موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات) شد که بعدها (سال 1995) به سازمان تجارت جهانی بدل شد.

نهادینه شدن تجارت آزاد در قرن بیستم، روند توسعه در کشورهای غربی و روند عقب‌ماندگی در کشورهای عقب‌رانده شده را تثبیت کرد. پیشرفته‌ها روز به روز پیشرفته‌تر شدند و به سبب تسلط بر بازار دیگران، صنایع نوپای آنها را نابود کرده و به هیچ صنعت جدیدی اجازه ظهور ندادند. وضع امروز ونزوئلا فرجام کشوری است که سیاستمداران غربزده و غربگرایش با آزادسازی تجاری- مالی، کشور را تبدیل به یک بازار بزرگ برای غرب بویژه آمریکا کردند. صنایع موجودشان نابود شد و سلطه کالای خارجی بر بازار، به هیچ صنعتی ولو با تکنولوژی پایین اجازه سربرآوردن نداد. نفت فروختند و همه مایحتاج‌شان حتی غذا را وارد کردند. ونزوئلا با واگذاری بازار خود به بیگانگان،‌ تبدیل به یک مستعمره فرانو شده و به همان فرجامی رسید که در دوران استعمار کهنه،‌ بنگال رسیده بود؛ کشوری که در دهه 1950 بیش از 50 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش از محل شیلات و کشاورزی بود،‌ امروز با بحران امنیت غذایی مواجه است.

برخلاف ونزوئلا و کشورهای بسیاری چون ونزوئلا که از ابتدای تشکیل WTO به آن پیوستند و درهای بازار خود را به روی غرب گشودند، برخی کشورها چون چین و روسیه تا زمانی که قدرت رقابت نیافتند، به سازمان تجارت جهانی نپیوستند و شعار فریبنده آزادی اغوای‌شان نکرد. در ایران نیز یکی از آمال و آرزوهای لیبرال‌ها پیوستن به WTO بود و هرگاه بر قوه مجریه حاکم شدند، ‌حاضر شدند حتی به غرب باج دهند تا به این سازمان بپیوندند که خوشبختانه نتوانستند.

غربی‌ها اما به‌رغم تبلیغ و ترویج آزادی تجارت، هرجا دیدند تولیدکننده غربی توان رقابت با محصول خارجی را ندارد و از این آزادی متضرر می‌شود، به روش‌های گوناگون متوسل شدند تا اجازه ورود کالای خارجی به بازار خود را ندهند. آکسفام که کنفدراسیونی متشکل از سازمان‌های خیریه 15 کشور برای مبارزه با فقر در جهان بوده  و در 90 کشور مختلف دارای دفتر نمایندگی است، در گزارش سال 2002 خود با عنوان «قوانین معیوب و استانداردهای دوگانه» با استناد به آمارهای رسمی، اتحادیه اروپایی را در صدر آنچه «لیست ریاکاری» درباره«جانبداری از تجارت آزاد» نامیده قرار داد و جایگاه دوم این فهرست را نیز به ایالات متحده آمریکا اختصاص داد. آمارهای گردآوری شده توسط آکسفام حکایت از آن دارند که از سال 1995 به بعد(یعنی از زمان تاسیس WTO) بر اثر اعمال محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای گوناگون، دسترسی اکثر تولیدکنندگان جهان سومی به بازارهای اروپایی و آمریکایی به رغم کاهش ظاهری تعرفه‌ها نه فقط ساده‌تر از قبل نشده، بلکه 76 درصد دشوارتر از گذشته شده است. مثال‌ها و شواهد فراوانی درباره نحوه دشوارسازی دسترسی به بازار غرب وجود دارد که راقم این سطور در نوشته‌های دیگر مفصل به آنها پرداخته است اما امروز آمریکا بعد از یک قرن بهره‌مندی از منافع تجارت آزاد، وقتی می‌بیند دیگر این رویکرد منافع ملی‌اش را تامین نمی‌کند، براحتی و آشکارا در حال کنار گذاشتن آن است. سخنان «دونالد ترامپ» علیه تجارت آزاد از جمله اینکه آمریکا از WTO خارج خواهد شد را نباید ساده‌انگارانه یک تحلیل و رویکرد شخصی قلمداد کرد. سند استراتژی امنیت ملی آمریکا برای قرن 21 که سال 2001 منتشر شد، به صراحت پیش‌بینی می‌کند «آمریکا اساسنامه سازمان تجارت جهانی را کنار خواهد گذاشت».

در این میان مصیبت بزرگ این است که در زمانی که پرچمداران تجارت آزاد دیگر آن را به نفع خود نمی‌بینند و قصد کنارگذاشتنش را دارند، لیبرال‌های ایرانی یا به سبب کوری ناشی از عشق به سر تا پا غربی‌شدن، یا به سبب رسوب ذهنی آنچه دهه‌ها پیش در غرب به نام علم به خوردشان داده‌اند، همچنان به تجارت آزاد وفادارند و حمایت از تولید داخلی را گناه بزرگی می‌دانند. امروز در ایران نه حاکم نظامی غربی و نه دیکتاتور پهلوی؛ ‌که وزیر لیبرال و مستعمره فکری است که به نام تجارت آزاد، بازار ایران را تقدیم بیگانه می‌کند و می‌گوید مزیت ما در نفت است و باید نفت بفروشیم و همه چیز را وارد کنیم.

اگر می‌بینیم آقای «محمد نهاوندیان»، رئیس دفتر آقای روحانی می‌گوید باید منافع شرکت‌های غربی در ایران را به قدری زیاد کرد که اگر دولت‌های غربی خواستند ما را تحریم کنند، این شرکت‌ها در مقابل‌شان بایستند‌ و اگر می‌بینیم آقای «حسام‌الدین آشنا»، رئیس مرکز «بررسی‌های استراتژیک» ریاست‌جمهوری دولت آقای روحانی می‌گوید با خرید ایرباس، ایران یک خریدار حرفه‌ای شده و فضای امنیتی حول ایران شکسته است، نباید خیال کرد این گفته‌ها حاصل یک «بررسی استراتژیک» است؛ به نظر می‌رسد آنها فریفته شعارهای یک قرن پیش کوردل هال و وودرو ویلسون و جان استوارت میل درباره نقش آزادی تجارت در صلح بین‌المللی شده‌اند و باورشان شده است.

این ساده‌لوحی اما بی‌هزینه نیست؛ این فریفتگی در حال تبدیل کردن ایران به یک «مستعمره فرانو» است. دولت آقای روحانی با واگذاری گسترده و بی‌سابقه بازار ایران به غرب، مسیر ونزوئلای قرن بیستم را در پیش گرفته است. درست است آمریکا به ونزوئلا حمله نظامی نکرده ‌اما به اهداف حمله نظامی دست یافته است. نفتش را می‌برد و کالاهای خود را در بازار ونزوئلا به فروش می‌رساند. جنگ قرار بود چه بلایی بر سر ونزوئلا بیاورد که امروز آزادسازی تجاری نیاورده است؟‌

می‌توان تومار طویلی از ستاندن مگاپروژه‌های داخلی از پیمانکاران ایرانی و سپردن آنها به بیگانگان در دوران پسابرجام تهیه کرد؛ از پروژه‌های نفتی تا راهسازی و کشتی‌سازی و صنعت تا آشپزی در حال واگذاری به بیگانگان است. از آن سو غربی‌ها به صراحت می‌گویند در دوره پسابرجام، ایران یک بازار نوظهور(Emerging Market) است که باید آن را تسخیر کرد. سند راهبردی اتحادیه اروپایی و گزارش وزارت تجارت انگلیس به صراحت ایران را بازار هدف ذکر می‌کنند. واردات از اروپا در مدت یک سال پس از برجام 40 درصد افزایش یافته و تراز تجاری ایران با اروپا منفی 900 میلیون دلار تغییر کرده است. نفت خام صادر کرده‌ایم و از این قاره عمدتا کالاهای مصرفی و گندم و ذرت و دانه سویا وارد کرده‌ایم.

هشدار باید داد که اگر این روند ادامه یابد، اگر ‌صنایع ایران تعطیل شده و بازار ایران جولانگاه بیگانگان شود، روشن نیست وقتی نفت تمام شد یا قیمتش را کاهش دادند،‌ «تولیدکننده ایرانی زمین‌خورده»‌ چه مدت زمان نیاز دارد به توانمندی امروز خود بازگردد؟ مستعمره‌های فکری که می‌گویند برنج خارجی 3برابر از برنج ایرانی ارزان‌تر است، ‌خودکفایی مزخرف است و باید برنج را وارد کرد، وقتی نفت تمام شد و واردات، زمین شالیکار ایرانی را بایر کرد، آیا عمرشان به دنیا خواهد بود که بابت قحطی، محاکمه شوند؟‌ اگر کارخانه‌های ایرانی تعطیل می‌شوند و در مقابل، کارخانه‌های غربی رونق می‌گیرند و روز به روز به سبب انباشت سرمایه پیشرفته‌تر می‌شوند، وقتی نفت تمام شد، ایران پولی برای واردات نداشت و خواستیم خودمان تولید کنیم، چه مدت زمانی لازم است تا شکاف فناوری ایجاد شده پر شود؟‌

ما نمی‌گوییم باید دور کشور حصار کشید و هیچ چیز وارد نکرد، سخن ما خطاب به لیبرال‌های ایرانی این است: اگر ظرفیت نیروی انسانی کشور را به قدری در فناوری‌های بالا (High-Tech) به کار گرفته‌اید که نیروی انسانی کافی برای تولید خلال دندان و انجام آشپزی ندارید، حتما خلال دندان و آشپز را وارد کنید و وقت نیروی انسانی ما را در این امور تلف نکنید اما اگر جوانان شما بیکارند و نفت را مفت می‌فروشید تا خلال دندان وارد کنید، حتما خلال دندان هم باید در کشور تولید شود؛‌ چه رسد به اینکه با واردات و واگذاری پروژه‌ها به بیگانگان، شرکت‌های عظیم صنعتی ما به تعطیلی کشانده شود.

رویکرد مستعمره‌سازی ایران با واگذاری گسترده بازار تولید و خدمات کشور به بیگانگان، باید متوقف شود. توانمندی‌هایی که به لطف جمهوری اسلامی و استقلال و آزادی از قید استعمار، در کشور شکوفا شد،‌ امروز نیازمند تقویت است و به تعطیلی کشاندن آن، قطعا خیانت است.

در نهایت باید گفت استعمار فرانو یک ابزار براندازی فرانو نیز هست. غرب با تحریم‌ها قصد داشت اقتصاد ایران را فلج کند اما نتوانست. ایران زخمی شد اما زمین نخورد. امروز با تسلط بر بازار ایران و از دور خارج کردن و به تعطیلی کشاندن صنایع کشور، می‌خواهند بلایی بر سر ایران بیاورند که با تحریم‌ها نتوانستند. حاکمیت بر اقتصاد، شرط لازم حاکمیت سیاسی است. اگر شرکت‌های غربی بر اقتصاد ایران مسلط شدند،‌ امنیت ما را «تامین» نخواهند کرد، بلکه سیاست ما را «تعیین» خواهند کرد.

----------------------------------

پی‌نوشت

1-Https://Www.Theguardian. Com/Commentisfree/2008/Sep/09/Eu.Globaleconomy

2-Http://Www.Constitution .Org /Ah/Rpt_Manufactures.Pdf

3-Where The Right Went Wrong, By Pat Buchanan, P.153 , Sep 1, 2004

 


تاریخ انتشار: 1395/11/03 || بازدیدها:
مرثیه‌ای برای آتش‌نشانان شجاع و مهربان؛
 

ساختمانی آوار مي‌شود و بنی آدم، آتش مي‌گيرد/ ای مردم! یکی زیر آوار، صدای‌مان می زند!

شب است و صدای تیک تاک ساعت خانه ام، خبر از گذر زمان می دهد. امشب با همه شب های گذشته فرق دارد. هر صدای عقربه ساعت و هر ثانیه، برای من یک سال طول می کشد. امروز تعدادی از امدادگران و آتش نشانان و کسبه محل، در زیرآوار ماندند و جان دادند و هنوز اثری از آنان در دست نیست و کسی به آنان دسترسی ندارد. شاید با حرکت هر ثانیه از عقربه ها، انساني در زیر آوار جان می دهد و خانواده ای به سوگ می نشیند.

گروه فرهنگی رجانیوز - حمیدرضا نظری:" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!"

 

آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون‌های فلزی يكي از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید...

 

اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغايي برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامي چند بار صفحه كليد رايانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد:

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..."

 

****

 

امروز با آتش سوزی یکی از ساختمان‌های شهرم، آژيرماشین های آتش نشانی و امداد به شکل گسترده و عجیبی به صدا درآمد و ساعاتی بعد با فرو ریختن ناباورانه این ساختمان بلند، مردمان شهرم برخود لرزیدند و اشک ماتم همه وجودشان را دربرگرفت. صدای ممتد آژیر، نشان از عمق فاجعه می داد:

 

" خدایا این آتش چرا خاموش نمی شود و هر لحظه بیشتر و بیشتر زبانه می کشد؟! مگر می خواهد یک شهر و یک آسمان با همه ستارگانش را به آتش بکشد و آدم های روزگارم را بسوزاند و آنان را غمگین و ماتم زده کند؟"

 

دود به شکل گسترده و وحشتناکی همه آسمان را سیاه و سوگوار کرده بود و دیگر کسی به هوای آلوده و مرگبار بزرگ ترین شهر سرزمینم نمی اندیشید. گروه های نجات، دلاورانه و دلسوزانه و با همه توان، با شجاعت به دل آتش زدند تا جان و مال و سرمایه هموطنان شان را نجات دهند که به یکباره صدایی مهیب و دهشتناک به گوش رسید و همه نگاه های وحشت زده جمعیت را به سوی خود فرا خواند؛ ساختمان پلاسکو با همه خاطراتش منفجر شد و از پایه فرو ریخت و جمعی از مردم و کسبه و گروه های نجات و امداد و آتش نشان حاضر در ساختمان را به پایین ترین نقطه زمین کشاند و كوهي از آهن و سنگ و سیمان و بتُن و مصالح سنگین را بر سرشان فرود آورد:

 

" آه، خداوندا! چه می بینم؟! انگار كوهي از آوار سنگين و مرگ آور، بر سر من فرود می آید و..."

 

 

****

 

شعر گُهربار مردي از دوران کهن، مرا نشانه مي رود و همه وجودم را در بر می گیرد که:"بنی آدم اعضای..."

 

ساختمانی آوار مي شود و بنی آدم، آتش مي گيرد. تاکنون این قدر دلتنگ و غمگین نبوده و هرگز اینگونه در خود مچاله نشده ام. نمی دانم چرا اینک چنین بی قرار و سوگوارم؟!... امشب هیچ چیزی مرا شاد نمی کند. امشب هیچ کس را نمی بینم و به هیچ چیز فکر نمی کنم و تنها ساختمانی سر به فلک کشیده در مقابل دیدگانم به نمایش در می آید که دیگر استوار و پابرجا نیست و اینک نیست و نابود شده است.

 

پس از این دیگر چگونه به زندگی و به چهره شیرینِ کودكِ شیرین زبانم لبخند بزنم؟ در این زمان، بار سنگینی شانه هاي نحيفم را آزار مي دهد و نفسم را به شمارش در می آورد؛ از خود گلایه دارم که اینک که جمعی از هموطنانم در زیر آوار گرفتار شده و از درد، ناله می کنند، چرا چنین خنثی و ناتوان شده و کاری از دستم برنمی آید؟... دیگر حال و روز خود را نمی فهمم و دلم بیش از این طاقت ندارد؛ باید کاری بکنم و چیزی بگویم و حرفی بزنم تا شاید آرام آرام به آرامش برسم. الهی! از چه واژگانی سود بجویم تا از این درد و مصیبت رها شوم و دل بیقرارم التیام یابد؟...

 

باز هم ناخودآگاه به سمت رایانه گوشه اتاقم می روم، اما نمي دانم از کجا آغاز کنم و چگونه سخن بگویم و از چه بنویسم؟ از جگرهای سوخته و آتش گرفته پدران و مادران آتش نشانان دلاوري كه...

 

اما نه، نمی توانم؛ مغزم کار نمی کند و از نوشتن، عاجزم؛ در این لحظات تلخ، ذهنم مرا یاری نمی کند و همه حافظه و دانسته ها و احساساتم متوقف شده و در ایست کامل به سر می برند. همواره راحت می نوشتم، اما اکنون نمی توانم و فقط اشک می ریزم و آب دهان خود را فرو می دهم تا به ریه هایم هوایی برسد و راه نفسم باز شود. چگونه از بدن هاي له شده و استخوان هاي خردشده و یا از اجساد دو نیم شده و تکه پاره آتش نشانان برومند و مهربان شهرم بنویسم؟! چگونه از ناله و فریاد عزیزانی بگویم که در زیر خروارها خاک و آهن و مصالح مدفون شده اند و اکنون دسترسی به آنان سخت و ناممکن شده است؟ انگشتانم بر صفحه كليد رايانه ام به لرزه در می آیند زمانی که از خانواده های جانباختگان و شهيداني می نویسم که پس از شنیدن خبر ناگوار حادثه آتش سوزی و ویرانی ساختمان، نالان و گریان و فریاد زنان و شیون کنان، سراسیمه خود را به محل حادثه رساندند؛ مادری از دور، پسر جوانش را صدا می زد، پدری با کمری تاشده و گام های لرزان، خود را به کوهی از سنگ و قطعات سنگین فلزی رساند و خم شد تا در زیرآوار، پاره ای از وجود عزیز و دلبندش را بیابد و آن را ببوید... زنی همسرش را جستجو می کرد تا شايد باز هم شاد و اميدوارانه، به نزد او و فرزندان غمگين و چشم انتظارش برگردد و...

 

آهای مردم! اینجا را ببیند؛ اینجا در زیرآوار، دست یک انسان پیداست؛ این دستِ یک آتش نشان است که دیگر جانی در بدن ندارد! خاک و سنگ و آهن را کنار بزنید! خدایا چه جوان رعنایی در اینجا چشم های خود را بسته و برای همیشه به خواب عميقي فرو رفته است. او در زیر خاک چه می کند؟ او تا دیروز، شریف و با شتاب، خود را به محل حادثه می رساند و دیگران را از زیرخاک بیرون می کشید و به آنان جانی تازه می بخشيد، اما اکنون خود...

 

آه، مادرجان! جلو بیا و ببین آيا این جوان رشید، همان طفل معصوم و دلبند سال های نچندان دور تو نيست که در گهواره برایش لالایی می خواندی و به رویش لبخند می زدی؟... پدر جان! کمر راست کن و از جا برخیز و بیا برای آخرین بار صورت کودک دیروز و جوان برومند و ایثارگر و فداکار امروزت را ببوس و از پیشانی خون آلودش خاطره ای به یادگار بستان؛ این همان پسر با وفای توست که امروز صبح و قبل از رفتن به محل کار، بر دست های چروكيده و چهره شكسته تو بوسه زد و با ذکر و یاد خدا و برای کسب رزق و روزی حلال و به نیت نجات جان انسان های گرفتار شهرش، از خانه بیرون زد و... آه خواهرم! به چهره مهربان دوست و همبازی کودکی ها و لبخند همیشگی برادرت بنگر که چگونه برای نجات جان هموطنانش جان داد و... برادر جان! برای یافتن برادرت دیگر لازم نیست آوار را کنار بزنی؛ او اینجاست؛ بیا و او را در آغوش بگیر و خاطرات شیرین کودکی هایتان و لج بازی ها، دعواها، قهرها و آشتی های زیبا و فراموش شده تان را دوباره به یاد بیاور و با تمام وجود و به وسعت همه عمرت اشک بریز و...

 

 

****

 

امروز هیچ کدام از اعضای خانواده من در نزديكي ساختمان پلاسکو و محل آتش سوزی حضور نداشتند و همگی با تاریکی هوا، به خانه بازگشتند. اينك همه آن ها مشکلی ندارند و در سلامتی کامل به سر می برند، اما گویی در این هوای سرد زمستانی، پاره ای از تن من و جگرگوشه ام در اين ساختمان و در زیر آوار، محبوس شده و با چهره اي خونين ناله سر داده است؛ احساس می کنم که اکنون در دل تاریکی شب، همه اهالی شهر، صدای ناله سوزناک او را می شنوند و تمام وجودشان مالامال از درد و رنج می شود؛ انگار اکنون جگر گوشه همه ما، در زیر خروارها سنگ و سیمان و آهن، گرفتار شده و از سوز سرما بر خود مي لرزد. گروه های نجات و آتش نشانان شهرم برای خاموش کردن آتش و نجات دیگران، شرافتمندانه شتافتند و خود را به دل آتش زدند، اما به یکباره در زیر آواري دلخراش مدفون شدند و... انا لله و انا الیه راجعون...

 

****

 

اینک اگر بهترین و بزرگترین هدیه و شادی روزگار نصیب من شود، خوشحال نمی شوم و از آن لذت نمی برم. امشب هیچ چیزی نمی خواهم و هیچ شادی ای به من آرامش نمی دهد و آتش و آشوب دلم را خاموش نمی کند؛ من فقط صدای ناله های آتش نشانان شهرم و افرادی را می شنوم که همواره فرشته نجات بودند، اما اینک خود گرفتار شده و...

 

امشب چه شب سختی است، انگار هرگز نمی خواهد صبح شود، انگار ماه تابان نمی خواهد برود و جای خود را به خورشید عالمتاب بسپارد؛ گویی ماه نیز همراه با ستارگان آسمان، در دل تاریکی برای خفتگان و حبس شدگان در دل زمین، اشک ماتم می ریزد. دلم می خواهد سر بر بالين بگذارم و پس از بیداری، متوجه شوم که همه چیز خواب و خیالی بیش نبوده و این حادثه هرگز در گوشه ای از شهرم رخ نداده است. خدایا، امشب چرا صبح نمی شود؟... ای خالق مهربان! امشب به خانواده عزیزانی که در زیر آوار مانده اند چه می گذرد؟ آیا کسی هست که در چنین لحظاتی بتواند احساس واقعی آنان را به رشته تحریر درآورد و از گوشه ای از درد و مصیبتی که بر آنان وارد آمده است بنويسد و سخن بگوید؟ به راستی آیا قلم، توانی دارد تا آلام جانکاه و غم بزرگ این افراد را درک و احساس کند؟

 

کودکی اینک در گوشه ای پاهایش را بغل کرده و با شکم گرسنه اشک می ریزد. او فقط به در خانه نگاه می کند تا پدرش همچون همیشه وارد شود و با خود شادی را برایش به ارمغان بیاورد. او از مرگ و آوار چیزی نمی داند و تنها به مادرنگاه می کند که چگونه با چشمانی اشکبار، بر سجاده ای سبز خم شده و پیشانی بر مهر نماز گذاشته و از خدای خود، صبر و آرامش را طلب می کند...

 

****

 

شب است و صدای تیک تاک ساعت خانه ام، خبر از گذر زمان می دهد. امشب با همه شب های گذشته فرق دارد. هر صدای عقربه ساعت و هر ثانیه، برای من یک سال طول می کشد. امروز تعدادی از امدادگران و آتش نشانان و کسبه محل، در زیرآوار ماندند و جان دادند و هنوز اثری از آنان در دست نیست و کسی به آنان دسترسی ندارد. شاید با حرکت هر ثانیه از عقربه ها، انساني در زیر آوار جان می دهد و خانواده ای به سوگ می نشیند. زمان دارد به سرعت می گذرد و ثانیه ها، دقیقه و دقیقه ها ساعت می شود و من نگران و نگران تر می شوم و بغض سنگینی راه گلویم را می فشارد و قفسه سینه ام و ضربان قلبم به تلاطم در می آيد. گذر زمان، اکنون برایم خوشایند نیست و با خود نشان از مرگ عزیزانم دارد؛ هر چه زمان بگذرد، امید، کمتر و بر تعداد جانباختگان دلاور سرزمينم افزوده می شود...

 

 

****

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!"

 

آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون های فلزی يكي از قدیمی ترین ساختمان هاي تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید...

 

اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغايي برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامي چند بار صفحه كليد رايانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد:

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..."


تاریخ انتشار: 1395/11/03 || بازدیدها:

پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود

خبرگزاری فارس: او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت خود در پی درگذشت هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کردند که او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی درگذشت هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تسلیت گفتند.

متن این پیام به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم.

فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید.

هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ ما مسئولان جمهوری اسلامی است.
غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض می کنم .
غفرالله لنا و له
سید علی خامنه ای
19 دیماه 1395


تاریخ انتشار: 1395/10/20 || بازدیدها:

رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران تن از مردم قم:

وجود یک قوه‌ قضائیه مستقل و شجاع را همه باید قدر بدانند/ آمریکایی‌ها از حالا برای دوران بعد برجام فکر می‌کنند/ عناصر چهارگانه اقتدار کشور و ملت ایران

خبرگزاری فارس: وجود یک قوه‌ قضائیه مستقل و شجاع را همه باید قدر بدانند/ آمریکایی‌ها از حالا برای دوران بعد برجام فکر می‌کنند/ عناصر چهارگانه اقتدار کشور و ملت ایران

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: آمریکائی‌ها از حالا نشسته‌اند دارند برای دوران بعد برجام فکر می‌کنند که چه محدودیتی تحمیل کنند. به خیالشان برجام ۱۰-۱۲ سال طول می‌کشد.

 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار هزاران نفر از مردم قم، از «ایمان و معرفت دینی»، «قدرت علمی»، «اقتصاد مقاوم» و «حفظ عزت ملی» به‌عنوان عناصر چهارگانه اقتدار کشور و ملت ایران نام بردند و با تأکید بر وظیفه مهم مسئولان و مدیران ارشد کشور، دانشگاهیان، حوزویان، روشنفکران و فعالان سیاسی و فرهنگی برای تقویت این عناصر اقتدار، گفتند: مهمترین درس قیام ۱۹ دی مردم قم، شناخت دشمن و شیوه و سمت و سویِ دشمنی، و اقدام به هنگام و با دقت، در مقابل او است.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که همزمان با سی و نهمین سالگرد قیام تاریخی مردم قم در ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ برگزار شد، شناخت «نیازِ لحظه» و «اقدام به‌ هنگام مردم قم» را مهمترین ویژگی این حرکت برشمردند و افزودند: به همین دلیل، قیام مردم قم تأثیر خود را گذاشت و زمینه ساز حرکت‌های بعدی و در نهایت، پیروزی انقلاب اسلامی شد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به وقتِ مخصوص هر فریضه، بهترین زمان انجام آن را «اول وقت» دانستند و خاطرنشان کردند: انجام با تأخیرِ فریضه یا انجام آن بعد از وقت، همانند اقدام توابین بعد از قیام عاشورا خواهد بود که دیرهنگام و بدون تأثیر بود.
ایشان، انقلاب اسلامی را «خیز بلند ملت ایران» برای رهایی از «وابستگی» و «عقب ماندگی» خواندند و گفتند: قطعاً این حرکت، با ایستادگی و مخالفت کسانی که نفع آنها در وابستگی و عقب ماندگی ملت ایران است، مواجه خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی اظهارنظرها مبنی بر «دشمن‌تراشی در انقلاب اسلامی»، تأکید کردند: انقلاب و ملت ایران هیچ‌گاه به دنبال دشمن‌تراشی نیستند بلکه آن قلدرهای زورگویی که ایران را غصب کرده بودند و از این کشور بیرون رانده شدند و منافع آنها در وابستگی و عقب ماندگی کشور است، امروز «دشمنِ خونی و آشتی ناپذیر ملت ایران» هستند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای شرط اصلی از بین رفتن این دشمنی را «ناامیدی دشمنان» دانستند و افزودند: دشمنی‌ها با نظام اسلامی و ملت ایران وجود دارد و در مقابل، مهمترین وظیفه، «شناخت دشمن و اهداف او، و ایستادگی در مقابل دشمن» است.
ایشان با طرح این سؤال که «دشمن کیست؟» گفتند: دشمنان اصلی ایرانِ مستقل و پیش رونده، «آمریکا، انگلیس، زرسالاران بین المللی و صهیونیست‌ها» هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته علاوه بر دشمنان خارجی، «دشمن درونی» هم داریم که عبارت است از «بی انگیزگی، ناامیدی، بی‌حالی، بی‌نشاطی، تنبلی، سیاست‌های غلط، رفتارهای بد، اختلافات گوناگون، و تنگ نظری».
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: اگر ما تنبلی کنیم و به‌وقت عمل نکنیم، دشمن را اشتباه بگیریم و به‌جای «شیطان اکبرِ واقعی»، یک برادرِ ناباب را دشمن بگیریم، ضربه خواهیم خورد.
ایشان وجود دشمنان اصلی خارجی را نه یک شعار بلکه واقعیتی مبتنی بر مبانی مستدل دانستند و گفتند: وقتی که وزیر امور خارجه به‌اصطلاح «خوش اخلاق» آمریکا در نامه خداحافظی خود، به دولت بعدی توصیه می‌کند که «تا می‌توانید به ایران سخت بگیرید و تحریم‌ها را حفظ کنید، زیرا با سخت گیری می توان از ایران امتیاز گرفت»، آیا این دشمن نیست؟ چرا، دشمن است اما یک دشمنِ خندان؛ و رفتار این دشمن خندان با آن دشمنی که ایران را محور شرارت می‌خواند، هیچ تفاوتی ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه گفته می‌شود «دشمن»، یک شعار و یا «دشمن‌تراشی» نیست، و اگر چشم را باز کنیم، دشمن را می‌بینیم.
حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین درخصوص دشمنی «انگلیسی‌ها» خاطرنشان کردند: انگلیس، استعمارگرِ پیرِ از کارافتاده، اکنون بار دیگر به خلیج فارس آمده و قصد دارد با استفاده از کشورهای این منطقه، منافع خود را به دست آورد و به همین دلیل در حالی‌که خود، یک «تهدید واقعی» است، ادعا می‌کند که ایران، تهدید است.
ایشان گفتند: همچنین محافل انگلیسی در حال برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای کشورهای منطقه و ایران هستند و یکی از اهداف آنها، «تجزیه عراق، سوریه، یمن و لیبی» است و در مورد ایران هم همین نیت را دارند اما چون به شدت از افکار عمومی ایران هراس دارند، آن را بر زبان نمی آورند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: انگلیسی‌ها به زعم خود، در حال برنامه‌ریزی برای محدودیت‌ها و تحریم‌های دوران بعد از برجام هستند و همچنین آموزش و تسلیح افراد بومی در منطقه از جمله ایران است تا این افراد به جان نظام اسلامی و ملت بیفتند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای بعد از برشمردن نمونه‌های عینی از اقدامات خصمانه انگلیس بر ضد ملت ایران، خاطرنشان کردند: آیا این، دشمن نیست؟ آیا دشمن از این، خبیث‌تر می‌توان یافت؟ بنابراین باید دشمن و شیوه‌های دشمنی او را شناخت.
ایشان با تأکید بر اینکه همه آحاد مردم اعم از مسئولان، جوانان، کارگران، و دانشگاهیان باید دشمن و اهداف او را بشناسند، گفتند: هدف اصلی دشمن، ملت ایران و نظام اسلامی است و اگر برخی اوقات نیز با برخی اشخاص یا برخی دستگاهها و نهادها دشمنی می‌کنند، به این علت است که آنها در مقابل او سینه سپر کرده‌اند و دشمن می‌خواهد این افراد یا نهادها را از سرراه خود بردارد.
رهبر انقلاب اسلامی مهمترین وظیفه مسئولان، دانشگاهیان، حوزویان و فعالان فرهنگی و سیاسی را در چنین شرایطی، «بالا بردن قدرت کشور و مقاوم سازی از طریق تقویت عناصر اقتدار ملی» دانستند و افزودند: یکی از مهمترین عناصر اقتدار و تحرک کشور، «ایمان دینی مردم به‌ویژه جوانان» است، زیرا در طول ۱۴۰ سال گذشته، هر حرکت جریان‌ساز و تأثیرگذاری که در کشور روی داده است، عنصر اصلی آن، «ایمان دینی» بوده است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای به قضایایی همچون «تحریم تنباکو»، «مشروطیت» و «ملی شدن صنعت نفت» اشاره و تأکید کردند: در همه این قضایا، «ایمان دینی» و «پیشاهنگی علما و روحانیون» به عنوان مظهر دینداری مردم، حرف اول را می‌زد و هرگونه انحراف یا شکستی که در این قضایا به وجود آمد، به دلیل دوری از عنصر دینی و کنار گذاشته شدن علما بود.
ایشان به نقش بی‌بدیل «ایمان دینی» در «قیام پانزده خرداد»، «پیروزی انقلاب اسلامی»، «دوران دفاع مقدس» و قضایای دیگر در سالهای اخیر اشاره کردند و گفتند: امروز تلاش گسترده‌ای برای تضعیف یا از بین بردن ایمان دینی در مردم به ویژه جوانان، در جریان است اما باید این عامل اقتدار را حفظ و تقویت کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، شرطِ تأثیرگذاری ایمان دینی را همراه شدن آن با «معرفت دینی» دانستند و افزودند: معرفت دینی یعنی حضور دین در جامعه، سیاست، اقتصاد و اداره کشور و به تعبیری همان جمله معروف مرحوم مدرس که گفت «دیانت ما عین سیاست ما است».
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به برنامه‌ریزی و طراحی هیأت‌های اندیشه ورز امریکایی و انگلیسی برای مقابله با «دین سیاسی» و «جدایی دین از سیاست» خاطرنشان کردند: آنها به دنبال «دینِ گوشه‌ی مسجد و داخل خانه و فقط در درونِ افراد» هستند و نه «دینِ همراه با عمل در اقتصاد و سیاست و زیربارِ دشمن نرفتن».
ایشان تأکید کردند: دشمن از آن دینی می‌ترسد که دولت، اقتصاد، قدرت، سیاست، ارتش و سیستم مالی و اداری دارد، بنابراین معرفت دینیِ صحیح، منفک نشدن دین از زندگی و سیاست است.
رهبر انقلاب اسلامی، «قدرت علمی» را دومین عامل اقتدار کشور خواندند و گفتند: با وجود خباثت‌های برخی عناصر خودفروخته که سعی در ناامید کردن جوانان و کوچاندن آنها از کشور دارند، اما جوانان انقلابی و مؤمن ایستاده‌اند و به حرکت علمی خود ادامه می‌دهند که یک نمونه آن در دیدار چند روز پیش نخبگان بسیجی و مدال‌آور دانشگاه صنعتی شریف مشاهده شد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: یکی از راههای مقاوم سازی کشور، ادامه حرکت علمی است، بنابراین حرکت علمی نباید متوقف شود و همچنین نباید شتاب آن کاهش یابد.
ایشان از «اقتصاد مقاوم» به عنوان سومین عامل اقتدار کشور اشاره کردند و افزودند: نباید مردم دچار مشکلات اقتصادی گوناگون همانند بیکاری و رکود باشند و مسئولان هم فقط حرف بزنند زیرا هدف اصلی از تحریم ها، ایجاد مشکلات اقتصادی و فشار بر مردم و جدا کردن آنان از نظام است و حتی در برداشتن تحریم‌ها نیز به گونه ای عمل می‌کنند که مشکلات باقی بمانند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: پادزهر این طراحی دشمن، همان «اقتصاد مقاومتی» است که بارها گفته‌ایم.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: اگر کشوری اقتصاد قوی داشته باشد، پول آن کشور ارزش پیدا می‌کند و مسئولان و مردم آن نیز دارای اعتبار می‌شوند.
ایشان افزودند: یکی از راههای اصلی مقاوم سازی اقتصاد، «رهایی از وابستگی به درآمد حاصل از فروش نفت» است زیرا قیمت نفت، اهرمی در دست دیگران برای فشار به کشورها است.
رهبر انقلاب اسلامی «حفظ عزت ملی» را چهارمین عامل اقتدار ملی برشمردند و تأکید کردند: عزت ملی به معنای حفظ عزت کشور و ملت در مذاکرات بین المللی و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک، و زیر بار زور نرفتن است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود خاطرنشان کردند: اگر این عناصر اقتدار ملی را بشناسیم و تقویت کنیم و نسبت به اهداف و روشهای دشمن نیز آگاهی پیدا کنیم، می‌توانیم در مقابل طراحی‌های او برنامه‌ریزی و مقاومت کنیم اما اگر این عناصر را نشناسیم و بصیرت نداشته باشیم، ممکن است به دشمن، کمک هم بکنیم و به جای دشمن، دوست و جبهه خودی را هدف قرار دهیم.
ایشان با اشاره به تلاش دشمن برای از بین بردن عوامل اقتدار ملی، گفتند: از بین بردن «ایمان، حیا و عفاف، پایبندی به مبانی دینی و حاکمیت دین، متوقف کردن حرکت علمی، مخدوش کردن عزت ملی»، و «تضعیف دستگاهها و نهادهایی که مظهر اقتدار کشور هستند» از برنامه‌های دشمن است که باید در مقابل آنها ایستاد.
رهبر انقلاب اسلامی، «حمله به سپاه، بسیج و شورای نگهبان» را در چارچوب طراحی دشمن برای تضعیف دستگاهها و نهادهای مظهر اقتدار کشور خواندند و افزودند: من کاری به بگومگوهای اخیر رؤسای دو قوه ندارم زیرا موضوع مهمی نیست و به حول و قوه الهی تمام می‌شود، اگرچه دشمن به دنبال بزرگ‌نمایی آنهاست اما همه باید وجود یک قوه قضاییه مستقل، شجاع و قاطع را قدر بدانند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: من همواره از دولتها، از مجلس شورای اسلامی و از قوه قضاییه حمایت کرده و می‌کنم اما باید دید دشمن به دنبال چیست و او را در رسیدن به اهدافش ناکام گذاشت.
ایشان تأکید کردند: امروز مهمترین اهداف کشور، داشتنِ «دستگاه امنیتی قوی»، «دستگاه نظامی مقتدر و مردمی»، «حرکت عظیم مردمی به نام بسیج»، «روحانیت آگاه به زمان و حاضر در صحنه»، «قوه قضاییه مقتدرِ کامل»، و «دولت برنامه ریزِ دقیق و شجاع» است زیرا با تأمین این اهداف، حرکت ملت ایران موفق خواهد شد و باید هر کدام از این عناصر که موجود نیستند، تأمین، و عناصر موجود، حفظ شوند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به رویشها و حرکتهای علمی و فرهنگیِ پر شمار و فراگیر جوانان مؤمن و انقلابی در کشور، گفتند: امروز بهترین مدال‌آوران کشور در مسابقات علمی، جوانان بسیجی هستند و جوانان نخبه، با هوش و همچنین اساتید دارای فکر، انگیزه و عزم انقلابی در عرصه‌های علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی فعال هستند و ما مسئولان وظیفه داریم هر چه می‌توانیم به این جوانان پر انگیزه کمک کنیم.
ایشان با اشاره به شناخت نادرست دشمن از ملت ایران، «فتنه ۸۸» را نمونه‌ای از خطاهای محاسباتی دشمن برشمردند و خاطرنشان کردند: دشمن در سال ۸۸ با به‌راه‌انداختن فتنه به خیال خود کار را به نقاط حساس و باریک رساند اما ناگهان حرکت عمومی ۹ دی که از جنس حرکت ۱۹ دی ۵۶ بود، همه را مبهوت کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای بار دیگر وظیفه همه قشرهای فعال کشور را «حفظ و تقویت عوامل اقتدار ملی» خواندند و تأکید کردند: حتی کسانی که به دین و شریعت پایبندی و دلبستگی ندارند اما ایران را دوست دارند و خائن و دشمن در لباس دوست نیستند، بدانند که «حمله به ایمان اسلامی جوانان»، «خیانت به ایران و کشور» است.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان بار دیگر درس حادثه ۱۹ دی را «شناخت دشمن و شیوه‌های دشمنی و ایستادگی و مقابله بهنگام و همه‌جانبه در مقابل او» دانستند و تأکید کردند: اگر به این درس عمل کنیم، دشمنان عنود و جهانی در مقابل ملت ایران هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.


تاریخ انتشار: 1395/10/19 || بازدیدها:

رهبر معظم انقلاب در ابتدای درس خارج فقه:

حادثه بی‌نظیر ۹دی از نمونه‌های قدرت نظام اسلامی است

خبرگزاری فارس: حادثه بی‌نظیر ۹دی از نمونه‌های قدرت نظام اسلامی است

رهبر معظم انقلاب اسلامی حادثه بی‌نظیر ۹ دی را از جمله نمونه‌های قدرت جمهوری اسلامی خواندند و فرمودند: امروز هندسه تقابل قدرت‌های استکباری با جمهوری اسلامی در جهت سلب قدرت مادی و معنوی، و عزم و اراده ملت ایران است.

 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه و در آستانه سالروز حماسه 9 دی 88، با اشاره به دشمنی و کینه‌ورزی عملی مستکبران با حاکمیت اسلام و تلاش آنان برای سلب مؤلفه‌های قدرت نظام اسلامی، حادثه بی‌نظیر 9 دی را از جمله نمونه‌های قدرت جمهوری اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: امروز هندسه تقابل قدرتهای استکباری با جمهوری اسلامی در جهت سلب قدرت مادی و معنوی، و عزم و اراده ملت ایران است و در مقابل، باید این قدرت را حفظ و روز به روز تقویت کرد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(ص)، دستیابی به خیر و سعادت در جوامع بشری را در سایه برخورداری از قدرت دانستند و افزودند: قدرتهای مستکبر همچون امریکا، سعادت جامعه و آنچه را که «ارزشهای امریکایی» می‌خوانند، در جمع‌آوری ثروت و تسلط بر عالم دنبال می‌کنند، اما اسلام، سعادت بشر را در رسیدن به کمالات انسانی و جریان داشتن فکر و عمل قرآنی در تمام اجزاء جامعه می‌داند.

رهبر انقلاب اسلامی، وجود نظامی برآمده از اسلام و دارای قدرت و نفوذ در مسائل گوناگون منطقه را موجب برانگیخته شدن دشمنی و کینه قدرتهای جهانی خواندند و افزودند: نظام سلطه با هر تفکر و جریان ضد ظلم و تبعیض در دنیا مخالف است، اما زمانی در مقابل جریانی با تمام وجود به معارضه بر می‌خیزد که آن جریان توانسته باشد اقیانوس یک ملت را به حرکت درآورد.

ایشان ریشه توطئه‌ها و دشمنی‌های گوناگون با جمهوری اسلامی را تبلور مخالفت با نظام سلطه در ایرانِ برخوردار از «منابع فراوان طبیعی و انسانی و اقتصادی، حرف و منطق و منبر سیاسی، و ابزار و نیروی لایق نظامی» دانستند و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی در مقابل این دشمنی‌ها باید بر قدرت خود بیفزاید و علت تأکید مکرر بر افزایش قدرت داخلی و استحکام ساخت داخل نیز همین مسئله است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به لزوم مجهز شدن به انواع قدرت از جمله «قدرت فکری، اقتصادی، اجتماعی و بسیج مردمی» افزودند: به خیابان آمدنِ میلیونها نفر در 22 بهمن با گذشت حدود 40 سال از انقلاب اسلامی، نشانه قدرت نظام اسلامی در بسیج مردمی است که این موضوع در دنیا بی‌نظیر است.

رهبر انقلاب اسلامی، حادثه 9 دی را نمونه دیگری از عناصر قدرت نظام برشمردند و افزودند: در آن حادثه بی‌نظیر، هیچ‌کس دست‌اندرکار نبود و قدرت فکری که شاکله اصلی نظام اسلامی است، مردم را به خیابانها کشاند و آن حادثه بی‌نظیر پدید آمد.

ایشان با اشاره به ترفند و خدعه دشمنان در سلب مؤلفه‌های قدرت نظام اسلامی، گفتند: دشمن همچون دزدی است که قصد تصرف خانه را دارد اما این‌طور وانمود می‌کند که دلیل دشمنی، سلاحی است که صاحبخانه برای دفاع در دست دارد و اگر آن سلاح را زمین بگذارد، نزاع تمام می‌شود، بنابراین تلاش می‌کند با حیله‌گری و استفاده از انواع روشها از جمله حرف زدن، شوخی کردن، لبخند زدن، و تشر زدن، صاحبخانه را خلع سلاح کند و به خانه وارد شود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین سعادت و شقاوت را در گروی چگونگی استفاده از قدرت دانستند و در خصوص قدرت ناشی از سلاح هسته‌ای، افزودند: منع سلاح هسته‌ای مبانی بسیار مهم فقهی و عقلانی دارد اما امکان تلاش برای کسب انواع دیگر قدرت در اختیار دولت و ملت قرار دارد.


تاریخ انتشار: 1395/10/07 || بازدیدها:
 

شعر: «و این شب‌های یلدای ظهور است»

بسم رب الشهدا و الصدیقین/ تقدیم به فاتحان ام المعارک حلب
 
«و این شب های یلدای ظهور است»
 
سحر بر کلک شب٬ اویزه ی نور
شفق را بوسه بر لب٬ ماه مفتور
 
به یاد کاوه مرگ اهرمن را
تفعل می زند باران٬ چمن را
 
به لب ٬ایینه عطر بوس دارد
سحر بر دشت شب٬ فانوس دارد
 
شب یلدا و‌شعر و‌شور و حال است
غزل اشفته گیسوی خیال است
 
نگاه برکه ها بر روی مهتاب
زلالی را تفعل می زند اب
 
طلوعی تازه در اقصی عشق است
دل اشوب حلب٬ حال دمشق است
 
همانان که زمینان را وارثان اند
به ثبت٬ اخر حلب را می رسانند
 
شب امشب تا سحر٬ تنبور باران
حلب را اسمانی نور باران
 
به کف٬ پروانه تیغ ناز دارد
کبوتر ٬بغضی از پرواز دارد
 
علمداران زینب لاله پوش اند
شب یلدا علم بگرفته دوش اند
 
حلب را فاتحان جنگ داغ اند
سلحشوران در شام و عراق اند
 
شراب کربلا نوشیده مست اند
امیر فاتح جنگ الست اند
 
کبوترهای خونین بال عشق اند
همانان که علمدار دمشق اند
 
جهان لب تشنه ی یک جرعه نور است
و این یلدای شبهای ظهور است
 
شقایق٬ داغ خون بر سینه دارد
به دستش٬ جامی از ایینه دارد
 
در ان جام از می گلگونه ی اه
ز یار افتاده نبش گونه ی ماه
 
شقایق بوسه بر می  می زند مست
نشسته بر لبانش جلوه ی هست
 
شقایق ها چو زینب بی قرار اند
سفر در خون٬ حلب را بی قرار اند
 
هوا لبریز عطر ناب سیب است
جهان در التهابی بس غریب است
 
دلیران مدافع٬ ال حق را
به خون اغشته گیسوی شفق را
 
شما عباس های دشت نورید
علمداران این عصر ظهورید
 
به مردی کرده این سطح جلی را
و خندان کرده لب٬ سید علی را
 
به دشمن٬ ای سلحشوران هالک
حلب را فاتح ام المعارک
 
سپر ای سینه ها اورده بر یاس
یلان سر به دار عشق عباس
 
به لب ای خنده ی خون کرده سرمست
لوای کربلا بگرفته بر دست
 
دل ارامان زینب یادتان باد
شب یلدایتان ای عاشقان شاد
 
مبارک بادتان فتحا مبینا
کلیمان دلیر طور سینا
 
سحر را خلصه ی باران شمایید
و زینب را علمداران شمایید
 
شما ای عاشقی را کرده فریاد 
علمداران٬ شب یلدایتان شاد
 
طهورا ذکر یا مهدی به لبهااست
عجب یلدای نورانی حلب رااست
 
زمین٬ لب تشنه ی یک جرعه نور است
و این یلدای شبهای ظهور است
 
به امید ظهور حضرت یار
منصور نظری -    ۱۳۹۵/۹/۳۰
 

تاریخ انتشار: 1395/09/30 || بازدیدها:

گاهی سکوت، مصداق عبادت اجتماعی است /4 ذکر شفابخش در کلام امام صادق(ع)

مسؤول امور خواهران بسیج طلاب و روحانیون تهران بزرگ در جلسه حلقه صادقین سازمان بسیج جامعه زنان کشور با بیان این مطلب که سکوت حکیمانه، عبادت است، گفت: گاهی عبادت، اجتماعی است و مدارا کردن با مردم عین عبادت است و یکی از راه های مدارا کردن سکوت در زمان بروز اختلافات است.

به نقل از «بسیج جامعه زنان»؛ ناهید دمیرچی،  مسؤول امور خواهران بسیج طلاب و روحانیون سپاه محمد رسول‌الله(ص)، در جلسه «حلقه صادقین» که در سازمان بسیج جامعه زنان کشور برگزار شد در خصوص جایگاه و اهمیت سکوت حکیمانه گفت: حضرت رسول(ص) از چهار چیز به عنوان زینت دنیا نام برده اند که در کنار کم خوردن، کم خواب، کمی شهوت، از سکوت و کم حرف زدن هم به عنوان زینت نام برده اند و در خصوص کم صحبت کردن سفارشات متعددی بیان شده است زیرا زبان چند منظوره مورد استفاده قرار می گیرد که یکی از آن ها در غذا خوردن است که باعث چرخش غذا در دهان می شود و از طرف دیگر به عنوان حس چشایی باعث لذت بخش شدن غذایی می شود که انسان تناول می کند، اما در روایات بیشتر، منظور از زبان سخن گفتن است.

 

دمیرچی با بیان این مطلب که سکوت حکیمانه، عبادت است، گفت: گاهی عبادت، اجتماعی است و مدارا کردن با مردم عین عبادت است و یکی از راه های مدارا کردن سکوت در اختلافات است و در اسلام نیز سکوتی که همراه با اندیشه و تفکر باشد بسیار پسندیده است و توصیه شده است که سعی کنید برای رضای خدا و رفع گرفتاری های دیگران سخن بگویید.

 

وی افزود: امام صادق(ع) می فرمایند، در 7 جا بهتر است که به جای سخن گفتن انسان سکوت کند، در کنار جنازه برای هم دردی با مصیبت دیده و همراهی با او، در مزار امامزاده ها نیز سکوتی که همراه با اندیشه و دعا باشد بسیار نیکوست، همینطور در دیدن بیمار که توصیه شده هم کم حرف بزنید و هم دست خالی به دیدن مریض نروید که خود امام(ع) نیز هنگام ملاقات از صحابه که بیمار شده بودند، حتما دست پر به دیدار آن ها می رفتند.

 

این استاد حوزه افزود: در مجلس علم و دانش و همینطور در هنگام مصیبت هم سفارش است که انسان سکوت کند، اما گاهی انسان ها در این مواقع زبان به شکوه باز می کنند و گاهی هم مدام تکرار می کنند که چرا این مصیبت بر سر آن ها آمده و به خداوند سوء ظن  پیدا می کنند.

 

مسؤول امور خواهران بسیج طلاب و روحانیون اظهار کرد: سعی کنید به خدا حسن ظن داشته باشید، همه چیز را از او ببینید و سختی های دنیا را در دو جهت ارزیابی کنید یا ابتلای الهی است که به این وسیله گناهان پاک شود و انسان به مقامات بلند اخلاقی و عرفانی برسد و یا اینکه در اثر اشتباهاتی است که انجام داده و باید این اشتباهات را برطرف کند تا از سختی ها نجات پیدا کند، اما همیشه باید در نظر داشته باشد که خداوند  قادر بر همه چیز است و این امتحانات را به پای نعوذ بالله ناتوانی خداوند نگذارد و راضی به رضای خداوند باشید.

 

وی تصریح کرد: حضرت علی(ع) 3 چیز را به عنوان بهترین سعادت انسانی معرفی می کند که یکی از آن ها نوع نگاه است، نگاه اندیشمندانه و عبرت آموز به زندگی که این موضوع اشاره به همان حسن ظن به خداوند دارد و گاهی عدم توجه به آن باعث ایجاد بیماری در انسان می شود که در علم روانشناسی هم به درمان این بیماری تاکید شده است، کسی که هیچگاه ظرفیت ها و نعمت های الهی را نمی بیند، تفکر نمی کند و همیشه به اصطلاح نیمه خالی لیوان را درنظر می گیرد.

 

دمیرچی، با اشاره به سفارش امام صادق(ع) نیز گفت: حضرت می فرمایند من از انسان ها تعجب می کنم که چرا برای رفع مشکلات خود از 4 ذکر غافلند، برای برطرف شدن ترس از چیزی ذکر «حسبنا الله نعلم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر» که در آیه 171 سوره آل عمران آمده است را روزی 100 مرتبه بگویند، دوم اینکه اگر حس می کنند در کارهایشان پیشرفت نمی کنند، کسانی نظرات سوءی دارند و این ها دچار مکر و حیله انسان های شیطان صفت شده اند، مداومت کنند بر ذکر «افوذ امری الی الله ان الله بصیر بالعباد» که در سوره مبارکه غافر، آیه 44 آمده است و روزی 100 بار این ذکر را تکرار کنند.

 

وی در پایان نیز گفت: برای از بین بردن غم و نگرانی مداومت بر ذکر یونسیه که در سوره انبیاء آیه 87 آمده است «لااله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین» وارد شده و امام صادق(ع) برای کسب زینت دنیا که شامل مال و بچه و همسر می شود نیز گفتن روزی 100 مرتبه«ماشاءالله لاقوه الا بالله» را توصیه کرده اند.


تاریخ انتشار: 1395/09/30 || بازدیدها:
 
پیکر هفت شهید گمنام دوران دفاع مقدس از مناطق عملیاتی فاو، مجنون و فکه با حضور مردم و مسئولان در تبریز تشییع شد.

به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، استاندار آذربایجان شرقی در آیین تشییع این شهدا گفت: جایگاه شهدای گمنام در میان دیگر شهدای دوران دفاع مقدس خاص است.

اسماعیل جبارزاده افزود: این شهدا تا آخرین توان خود در راه دفاع از کیان میهن اسلامی در برابر رژیم بعث عراق جنگیده و مزد این فداکاری را با شهادت خود گرفتند.
وی با بیان اینکهاین جوانان در سخت ترین عملیات ها جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و از آرمان ها و اهداف عالی انقلاب و اسلام دفاع کردند، اظهار داشت: امروز ما باید میزبانان خوبی برای آن ها باشیم.


جبارزاده تدفین شهدای گمنام در اقصی نقاط استان را عاملی مهم و موثر برای زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا و ایثارگران دوران دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: وجود مزار شهدای گمنام روحیه ایثار و اخلاص را در میان مردم بیشتر می کند.

پیکرهای شهدای گمنام پس از تشییع و اقامه نماز توسط آیت الله محمدتقی آل هاشم امام جمعه موقت تبریز در میدان ساعت، به محل های از پیش تعیین شده برای تدفین منتقل شدند.


پیکر دو شهید گمنام در شهر بخشایش، دو شهید در تسوج، دو شهید در صوفیان و پیکر یکی از شهدا نیز در ستاد فرماندهی نیروی انتظامی آذربایجان شرقی واقع در اتوبان شهید کسائی در تبریز به خاک سپرده می شوند.

 

 
 

تاریخ انتشار: 1395/09/07 || بازدیدها:
28 صفر , رحلت پیامبر اکرم , پوستر با کیفیت , پوستر شهادت پیامبر , وفات حضرت محمد , ماه صفر , شهادت امام حسن , شهادت امام رضا
تاریخ انتشار: 1395/09/07 || بازدیدها:

  1  2  3   ...     22


تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت دیدگاه
ساعت فلش مذهبی
پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
نظر سنجی
آمار سایت

» بازدید امروز : 17
» بازدید دیروز : 2
» بازدید هفتگی : 33
» بازدید ماهیانه : 422
» بازدید سالانه : 422
» کل بازدیدها : 21467

ذکرایام هفته
ذکر روزهای هفته
همراه باکتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتهای دفاع مقدس
جنگ دفاع مقدس

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up